از این به بعد می خوام مثل آیینه باشم
هر کس هر کاری باهام کرد منم همون کارو باهاش می کنم
...
میشم مثل کوه
هر کس سرم داد بکشه منم مثل خودش سرش داد میزنم
********************************
ذکـر و دعـای نیمه شـب با خـوی حیوانی چه سـود
عمرت به آخر چون رسـد دیگر پشیمانی چـه سـود
قـرآن بخـوان تا صـبحـدم یـاد خـدا کـن دم بـه دم
مـردم ز تـو در رنج و غم زین ذکر پنهانی چه سـود
بـوزیـنـه از دیـدار تـو پـنـداشـت تو آیـنـهای
وقـتی نمـیفـهمی بـگو از بحـث عـرفانی چه سـود
نـه مـهـربـانـی نـه وفـا دائـم پـی جـور و جـفـا
روحت شده چون دیو و دد از جسم انسانی چه سود
غـرق هـوای خـود شـدی از نیـک و بد غافل شدی
در گوش تو بانگ ذغـن یا صـوت قـرآنی چـه سـود
در پـای منـبـر روضه هـا بشـنـو خـطاب و مـوعـظـه
صد بار شعرم را بخـوان وقـتی که نادانـی چـه سود
برچسب:
نویسنده: amirsam